تقدم مادر

احترام پدر و مادر هر دو مهم است و در تعارض دستورات آنها لازم است به شیوه ای رفتار شود که دستور هر دو اطاعت و حقّ هر دو محفوظ ماند ولی اگر امر دایر به اتیان فرمان یا فرامین یکی از آن دو شد، احترام مادر از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و انجام فرمان او اولی است.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در جواب کسی که سؤال نمود به که نیکی کنم، دو بار به نیکی نسبت به مادر و یک بار به نیکی به پدر اشاره فرمود.[۱]

آن حضرت به بالین جوانی رفتند که بسختی در حال جان دادن بود. فرمود: چه می بینی؟ جوان گفت: دو نفر سیاه چهره که از آنها می ترسم. حضرت پرسیدند: مادر دارد؟ مادرش آمد، حضرت فرمود: از او راضی هستی؟ عرض کرد: نه ولی بخاطر شما راضی می شوم. جوان چون مجدداً بهوش آمد، گفت: دو نفر نورانی می بینم و جان داد.

شخص دیگری میل رفتن به جهاد داشت و مادرش وی را نهی می کرد. حضرت رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله و سلم) به وی فرمود:

«عِنْدَ امِّک قَرَّ وَ انَّ لَک مِنَ الْاجْرِ عِنْدَها مِثْلُ مالَک فی الْجِهادِ»[۲]
نزد مادرت بمان، که اجر تو برای ماندن نزد او به همان اندازه است که در جهاد نصیب تو می شود.

طبیعتاً وجوب این جهاد بر این شخص، کفائی بوده است.

امام باقر (علیه السلام) داستان عجیبی را در زمینه احترام به مادر نقل فرموده است. آن حضرت می فرماید:

مردی خدمت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و عرض کرد: یا رسول اللَّه، مادرم بسیار پیر شده، به حدی که غذا نرم می کنم و در دهانش می گذارم، او را در پارچه می پیچم، و در گهواره می جنبانم، تا بخواب رود. بعضی مواقع چیزی می خواهد و نمی دانم منظورش چیست؟ از خدا خواسته ام سینه ای به من عطا کند و سپس سینه اش را بالا زد و قطرات شیر را به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نشان داد.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) متأثر شد و قطرات اشک از چشمانش جاری گشت و فرمود: موفقیت بزرگی را کسب نموده ای. با نیتّی پاک از خدا چیزی خواسته ای و خدا به تو مرحمت نموده است.
عرض کرد: آیا با این وضعیت حقّ او را اداء کرده ام، حضرت فرمودند: نه، هرگز، حتی جبران یک ناله وقت زایمانش را نکرده ای.

دلیل بیان پیامبر روشن است زیرا، مادر زحمات بسیاری را برای کودکش متحمل می شود و امید بقاء فرزندش دارد، ولی فرزند هر کاری برای مادر کند، این امید در دلش نیست و چه بسا منتظر مرگ اوست. او نه ماه از بیم خطر همواره هراسان است، دردی جانکاه هنگام زایمان متحمل می شود، دو سال با آه کودک سراسیمه برمی خیزد، آرزویش این است فرزندش به مکتب برود و تا برمی گردد چشمانش به در دوخته شده است، زحمات او کجا و احترام فرزند کجا؟

پی نوشت ها
۱-بحار الانوار- جلد ۷۴- صفحه ۴۹٫
۲-کنز العمال- ۱۴۵۶۹٫

منبع : غضنفری، علی؛ اخلاق در قرآن و سنت حاوی یکصد مبحث اخلاقی، ج ۲، ص: ۱۸۴