ابراز محبت و دوستی

از دیگر ویژگی‌های حیطه نقش الگویی یک مربی، بهره‌گیری از محبت و دوستی است زیرا زمانی که انسان متمایل به فرد یا هر آنچه که بدان محبت پیدا کند شود، بی‌اختیار بدان سمت کشیده شده و همانند او عمل خواهد کرد. در بیان حضرت علی(علیه السلام) است که: هر که چیزی را دوست بدارد، به یاد آن حریص می گردد. (۱) و باز ایشان از حضرت رسول نقل می فرماید که گفته اند: محبت بنیاد سنت من است. (۲)

نه تنها پیامبر بلکه همه ائمه (علیهم السلام) در برانگیختن دانش‌پژوهان برای پذیرش و انجام تکالیف و آراسته شدن به خصایل تربیتی از اثر معجزه‌آسای محبت بهره برده و شادی و رضایت خود را در گرو کوشش آنان برای تربیت و اصلاح می دانند.

امام جعفر صادق(علیه السلام) به شاگردان خود می فرماید: اگر کسی از شما در دین خود پرهیزکار باشد و سخن راست گوید و امانت را به صاحبش برگرداند و با مردم با خوشرویی رفتار کند، مردم خواهند گفت این شخص پیرو آیین جعفر صادق است و همین باعث سرور و شادی من است و در من شادی بر می انگیزد.

ستایش و محبت مربی، به دو صورت انجام می گیرد: به صورت رو در رو و در مقابل متربی؛ چنان که امام صادق(علیه السلام) نیز اشاره می کنند: هرگاه محبت کسی را در دل داشتی، او را با خبر کن که این دوستی و مودت شما را استوارتر خواهد کرد.

گاه نیز ابراز محبت در غیاب متربی انجام می گیرد که نه تنها شنیدن غیر مستقیم آن وی را به وجد می آورد بلکه مستعمین نیز در صدد انجام عمل درست و به جا برآمده و انگیزه ای برای رشد و تعالی آنان خواهد بود. خداوند در قرآن کریم حضرت ایوب و سلیمان را ستایش نموده و این که چه نیکو بنده ای بود که همواره توجهش به درگاه ما بود. (۳)

محبت بهر دو صورت فوق، زمانی کارآیی خواهد داشت و فرد مستمع را به سر شوق خواهد آورد که راستین و واقعی باشد. متربی باید بداند به چه دلیل مورد ستایش مربی قرار گرفته تا در صدد تکامل و افزایش رفتار نیک خود برآید و هر گونه ریا یا چاپلوسی او را از حرکت و فعالیت در سمت و سوی رشد و تعالی باز خواهد داشت زیرا به درستی می داند ستایش دروغین، ارزش ذاتی و واقعی نداشته و گذرا است.

نوع محبت در سنین مختلف، متفاوت است. محبت نسبت به کودکان، بر اساس لذات حسی و پاداش های مادی بوده در حالی که در دوران نوجوانی و جوانی، بر اساس تایید درونی و پذیرش از سوی گروه دوستان می باشد.

از طرفی محبت باید به جا و به موقع باشد، متربی بداند به چه دلیل از او قدردانی می شود و این دو موضوع (به جا و به موقع بودن و آگاهی از دلیل محبت) با هم ارتباط مستقیم دارند زیرا بلافاصله بعد از انجام عمل نیک، باید از متربی تقدیر و تشکر به عمل آید که به صورت‌های گوناگون گرفتن نمره خوب، یادداشت مربی، دریافت جایزه، تقدیر در مقابل جمع و… خواهد بود.

قدردانی و ستایش اگر به صورت مستمر و برای هر کار کوچکی صورت گیرد، به تدریج برای دانش آموز به صورت هدف و نه وسیله مطرح خواهد شد و ارزش محبت از بین خواهد رفت بنابراین شرایط متربی، درجات رفتار نیک او و عوامل دیگر در ابراز محبت باید به جا باشد و از دید تیزبین مربی پنهان نگردد.
بنابراین محبت نباید عاملی برای ممانعت از امر و نهی به موقع باشد زیرا تربیت، گاه نیاز به ابراز بی مهری نیز دارد که می تواند در شرایط خاص، خود نافذ و برانگیزاننده باشد و تخطی را مهار نماید. خداوند در قرآن می فرماید: خدا خوش ندارد که کسی با گفتار زشت به عیب خلق صدا بلند کند. (۴)

کرامت و عزت نفس

از ویژگی‌های مهم دیگر یک مربی که رابطه تنگاتنگی با ابراز محبت دارد، کرامت و عزت نفس اوست که به هر حال خداوند این خصیصه را در وجود تمام افراد بودیعه نهاده است زیرا انسان دارای ویژگیهایی است که سایر موجودات از آن محرومند و به همین دلیل در قرآن مجید خداوند می فرماید:
«واقد کرمنا بنی آدم..»؛. و به راستی فرزندان آدم را بزرگوار داشتیم.

هر گاه مایه و سر منشاء کرامت یعنی عقل شکوفا گردد و در راستای آن فرد از گمراهی برهد و مصون باشد، به عبارت دیگر با تقوا گردد، در نزد خدا و همه خلق عزب یابد که عزت کرامتی مضاعف است. کرامت ویژگی عمومی انسانهاست در حالی که رشد کرامت و تعالی آن عزت خواهد بود. عزتی که والاترین مرحله آن تقوا است: ان اکرمکم عندالله اتقیکم؛ به درستی که بهترین شما نزد خدا با تقواترین شماست. و کسی می تواند مردمان را در بستر کرامت رشد و تعالی بخشد که خویشتن را از اسارت بندگی دیگران برهاند و زنجیر پستی و حقارت را نیز از دست و پای مردم بگشاید و این همان رسالت پیامبران و ائمه اطهار است که می تواند نمونه یا برای مربیان در جهت تربیت و ارشاد دانش آموزان باشد.

از ثمرات کرامت و عزت نفس آنکه دنیا در دیده انسان خوار و دنی است و جلوه های اعتلای روح بخوبی در گفتار و کردار آشکار می گردد. در مقابل دشمنان رفتاری با کرامت و بزرگوارانه داشته و نسبت به آنها ظلم نمی ورزد و در زندگی شکیباست و هنگام خشنودی و آرامش سپاسگزار خداوند. از تبهکاری و نافرمانی خدا پاک و در مکارم اخلاقی غوطه ور می باشد.

در خطبه ۳۲۲ نهج البلاغه حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: هر که خود را بزرگوار دید تمایلات نفسانی در دیده وی خوار گردید و هر کس کرامت نفس داشته باشد هرگز آن را با ارتکاب گناه و نافرمانی پست و خوار نمی سازد. (خطبه ۳۲۳) و هر که کرامت نفس داشته باشد، عداوت و مخالفت او با مردم اندک شود. (خطبه ۳۲۴)

یکی از روش‌هایی که مربی می تواند کرامت متربی را بارور ساخته و آرامش و سکون او را در جهت رشد و تعالی (قرب به خداوند و تقوا) فراهم آورد ایجاد زمینه ای برای ابراز و ارائه توانمندیها و شکوفایی استعدادهای متربی است.

این توانمندی توجه او را معطوف به خداوند ساخته و اینکه مسلماً نیرو و اراده ای برتر این قدرت را بعنوان عطیه او اهدا نموده که ممکن است در مراحل اولیه عجب و در مراحل متعالی شکر از خود بجای گزارد که در این هنگام فرد بهره ای از تقوا داشته و از لغزش به دنیای خود بینی محفوظ و مصون می گردد.

زمانی که فرصتهایی برای موفقیت متربی فراهم آید و دریابد که قادر به حل مشکلات می باشد، اعتماد و احترام به نفس در وی شکل گرفته و در صورت شکست مجدداً به تلاش و کوشش خواهد پرداخت و امید به موفقیت به تدریج روح او را آرامش بخشیده و به سوی تعالی سوق می دهد.
احساس ضعف و ناامیدی آنچنان مذموم است که امام هادی (علیه السلام) می فرمایند: کسی که خود را کوچک می شمارد، از شر او در امان نخواهید بود. (۵)

از دیگر روش های موثر در ازدیاد یا ایجاد فرصت برای رشد کرامت و عزت نفس، روش تغافل می باشد. در بسیاری موارد تجسس و بررسی دقیق حس انتقامجویی و نفرت را در متربی فراهم می آورد بگونه ای راه را برای بازگشت به حیطه تربیت کاملاً ناهموار و مسدود می سازد. احتمالات را باید کنار گزارد و نباید بی جهت در صدد تجسس و کشف مسائلی که برای مربی هیچگونه فایده ای ندارد، بر آید تا عزت مسلمان حفظ شده و راه آرامش و سکون در جهت رشد و تعالی برای وی هموار شود.

در واقع روش تغافل برای جلوگیری و پیشگیری از برملا شدن خطایی است که فرد خطا کار از ابراز آن احساس شرم و گناه نکند. بدین ترتیب احساس عزت و کرامت در فرد زدوده نمی شود و چه بسا زمینه ای برای پرهیز از آن فراهم گردد و قدر و منزلت مربی بوسیله روش تغافل در امور کوچک و پیش پا افتاده، فزونی یابد.

از روش های دیگر مربی برای ایجاد عزت نفس، زمینه سازی محیطی الهی و اخلاقی برای متربی بگونه ایست که وی راه اطاعت خدا را پوید زیرا راهی هموار، کوتاه و منطبق با فطرت انسان بوده و غلبه بر هواهای نفسانی رهایی از رزق و برق دنیا، قناعت، شجاعت و عدالت و انصاف را بدنبال دارد.
حضرت علی(علیه السلام) در خطبه ۲۴۷ می فرمایند: هر گاه خواهان عزت شدی، آن را در اطاعت و فرمانبرداری خدا بجوی. هیچ عزتی چون اطاعت و فرمانبرداری خدای نیست. (خطبه /۲۴۸)

آگاهی متربی از قناعت پیشگی یکی دیگر از راههای کسب عزت نفس است بنابراین کسی خواهان عزت بوده که فزون طلبی را مهار کرده و به برکت آنچه که دارد، تلاش و کوشش نماید بدون آن که بدون زندگی دیگران و خصوصاً اغنیا او را دچار وسوسه نماید چه فزونخواهی عین دریوزگی و خواری و قناعت عین بی نیازی و ارجمندی است (خطبه /۳۶۰)

ادامه دارد…
پی نوشت ها
۱- خطبه ۴۳
۲- خطبه ۴۸
۳- ص ۴۴
۴- نساء /۱۴۸
۵- تحف العقول؛ ص۴۸۳