مقدمه

یکی از مسائل عمده جامعه تربیتی ما که منجر به موفقیت و شکوفایی هر چه بیشتر تعلیم و تربیت می گردد، توجه به رشد و تعالی خصوصیات مربی، متربی در محیط اجتماعی است به همین دلیل، انطباق این خصوصیات با آنچه که در خطبه ها و کلمات قصار نهج البلاغه امیر مؤمنان علی (علیه السلام) آمده است، برای آگاهی نسل جوان جهت تحقق بخشیدن به نظام تربیتی سرشار از امید و بینش مبتنی بر ارزشها از ضروریات جامعه محسوب می گردد.
لذا تصمیم گرفته شد به گونه ای روان و در عین حال متقن بر اساس مآخذ موجود به بررسی این ویژگی‌ها پرداخته شود.
آگاهی از این خصوصیات، نوعی خودآگاهی و خودشکوفایی به همراه دارد زیرا اندیشیدن، راه شفاف و روشن تربیت را جهت بخشیده و انسان را از سر در گمی و ابهام کوره راه‌های جنبی نجات می بخشد؛ پرده های غفلت فرو افتاده آزاد و رستگار خواهد شد.
آری یک معلم اخلاق و با تقوا چگونه قادرست با خصوصیات خاص خود به تعلیم و تربیت نسل آینده بپردازد و نقش یک متربی و دانش پژوه در این میان کدام است؟
آیا طبع خودخواه و عافیت‌طلب انسان، تمایلی به آزاد شدن از اسارت و شکستن حصارهای ساخته و پرداخته نمادهای ظاهری محیط تربیتی دارد؟
با پرداختن به تحلیل و بررسی ویژگی‌های مربی، متربی و محیط تربیتی از دیدگاه نهج البلاغه، پاسخ به این سؤالات تا حدودی روشن گشته و امید دارم زمینه را برای تحقیقات بیشتر فراهم آورد.

الف) ویژگی های دانش آموز (متربی)

ویژگی اول دانش آموز: زهد و تقوا

در بیشتر آیات الهی، یکی از بارزترین خصوصیات فرد در هر موقعیت و شرایطی، زهد و تقواست. انسان با هر گونه استعداد و توانمندی، بدون زهد و تقوا قادر به درک کرامت انسانی و رسیدن به کمال که همانا قرب الهی است، نخواهد بود.
تقواپیشگی، عقل را از قید و بند هواهای نفسانی رها ساخته، قلب پاک گشته و چشم و گوش، آماده پذیرش می گردد به گونه ای که فرد را برای ورود به مرحله عمل و ادای تکلیف آماده می سازد.
امام علی(علیه السلام) در این رابطه می فرمایند: کسی که جامه تقوا را بر قلبش بپوشاند، کارهای نیکش آشکار گردد و عملش وسیله پیروزیش گردد، پس در بدست آوردن بهره‌های تقوا، فرصت را غنیمت شمرید. (۱)
در جایی دیگر می فرمایند: آن کس که درونش را اصلاح کند، خداوند ظاهرش را اصلاح می نماید و… (کلمات قصار ۴۲۳)
اگر نفس (خود طبیعی) کاملاً رها شود، تنها در صدد برآوردن کردن غرائز و اشباع آنست و بدین ترتیب، قید و بندها را شکسته و در صدد انجام قبیح‌ترین اعمال خواهد بود.
اما باید توجه داشت که معمولاً بعد از انجام اعمال خلاف، زمانی که خود طبیعی درون را کاملاً اشغال می کند، اضطراب، دلهره و پشیمانی چیره شده و انسان درصدد یافتن توجیهی منطقی در مقابل اعمال خویش بر می‌آید و این، همان ندای وجدان اخلاقی است که خداوند متعال در او به ودیعه نهاده تا در هنگام تفکر و موقعیت مقتضی به سراغش آید و وی را به خود آورد:

ای همیشه حاجت ما را پناه – بار دیگر ما غلط کردیم راه
دمبدم وابسته وام نویم – هر یکی گرباز و سیمرغی شویم
صد هزاران دام و دانه است ای خدا – ما چو مرغان حریص و بینوا

ایمان، روشن‌ترین راه و نورانی‌ترین چراغ است به گونه ای که انسان در پرتو آن راه به اعمال صالح می یابد و با اعمال شایسته راه به ایمان و بوسیله ایمان کاخ علم و دانش آباد خواهد شد. (۲)
اما این ایمان، زهد در پرتو کدام زمینه بکر و محیط مساعد ایجاد می گردد؟ تعهدات و مسئولیت یک خانواده دارای ریشه و اصالت متکی بر ارزش‌های الهی، راه را برای ایجاد چنین مسیری هموار می سازد.
نیاز به اطمینان و امنیت خاطر در محیط زندگی، دومین پایگاه و شالوده رشد عاطفی کودک بوده که خود زمینه ای برای کاهش خودمحوری ها و آراسته شدن قلب جهت نفوذ انوار و آیات الهی است.
چنین قلبی از هر گونه آلودگی نفسانی خود را مصون نمی یابد و به تدریج زهد و تقوا بر آن چیره می گردد. این رشد عاطفی را امام در گام نخستین و در حیطه خانواده، مدیون مادر دانسته و با کلماتی زیبا و دلنشین، چنین می گوید:
«اما ای فرزند! حق مادرت بر تو این است که بدانی او سنگینی تو را بر خود تحمل کرده است در آن زمانی که کسی بار کسی را تحمل نمی نمود و از ثمره قلبش به تو غذا داده، غذایی را که کسی به کسی نمی دهد.
او با تمام اعضاء و جوارحش، تو را حفظ نموده و هیچ هراسی به خود راه نداده که گرسنه باشد و تو را سیر کند، خود تشنه باشد و تو را سیراب کند و خود از لباس مطلوب بی‌بهره باشد و تو را بپوشاند، در گرما بماند و تو را در سایه حفظ کند.
آری او بود که به خاطر تو، خواب را بر خود حرام کند و تو را از گرما و سرما مصون داشت و محققاً تو توانایی آن را نداری که از مادرت سپاسگزاری کنی مگر به یاری و کمک خدای متعال».(۳)
به هر حال، کودکی که از مدد عاطفه خانواده بی بهره باشد و به خواری و بیچارگی پرورش یابد و در محرومیت و آوارگی بسر برد، هیچگاه نخواهد توانست قلب پر کینه و سرشار از انتقام خود را در جهت تلطیف روح خویش هموار سازد.
امام علی می فرمایند: «حق فرزندت بر تو پدر یا مادر، این است که بدانی فرزند تو از وجود تو است و زندگی دنیا با خیر و شرش مربوط و پیوسته به تو می باشد.
بنابراین از آن جهت که ولایت و سرپرستی او را عهده دار شده ای، نسبت به حسن و ادب و راهنمایی او به پروردگارش (زمینه ایجاد زهد) و کمک به او در اطاعتش از خدا مسئول خواهی بود.
اگر وظیفه ات را در این راه خوب انجام دهی، به ثواب الهی خواهی رسید وگرنه معاقب خواهی بود. پس در تربیت فرزندت، همانند کسانی که در این زندگی دنیا تأثیر نیک بر فرزندشان دارند عمل کن و از قصور در انجام وظائفی که باید بدانها قیام کنی از درگاه خدای تعالی پوزش بخواه و خلاصه در این راه برای فرزندت از خدای مهربان کمک و نیرو بگیر که هیچ نیرویی برای خدمت و اطاعت و انجام وظیفه نیست مگر آن که به کمک خدای توانا انجام گیرد.» (۴)
امام در نهج البلاغه در وصیتش به امام حسین(علیه السلام) می نویسد: ای فرزندم! من تو را جزئی از وجود خود می بینم، حتی تو را کل وجودم می دانم، تا آنجا که اگر حادثه و گزندی به تو روی آورد، مثل این است که آن جریان و حادثه به من روی آورده است و اگر مرگ به سراغ تو آید، گویی به سراغ من آمده است.
بنابراین آنچه از وضع و حال تو مورد توجه من قرار گرفته است، همان وضع و حال خود من می باشد که برای من اهمیت بسیار دارد.
پس بر پدران و مادرانست که در محیط خانه و خانواده، جو سرشار از روح محبت، خوش‌بینی و صمیمیت که منجر به رشد عواطف کودکان و افراد خانواده می گردد، فراهم آورند تا زمینه ای بکر و مساعد جهت پذیرش آیات الهی و دستورات او ایجاد شده و تقوی الهی با تمام اعضاء و جوارح و روح انسان تنیده شود.

ویژگی دوم دانش آموز: سن متربی

از دیدگاه امام علی(علیه السلام)، بهترین سن برای تربیت، دوره نوجوانی و جوانی است. گرچه کودکی، زمینه ای برای آماده‌سازی و کسب عادات نیک محسوب می گردد، اما به دلیل رشد شناختی(عقلانی) و عاطفی نوجوانان، تربیت اخلاقی در این سنین از اهمیت خاصی برخوردار است.
رشد شناختی شامل رشد طبیعی و رشد اکتسابی است. رشد طبیعی، از همان اوان دوران کودکی آغاز گشته و به گونه ای زیستی و درونی تا رشد نهایی خود (دوره بلوغ) ادامه می یابد.
اما رشد اکتسابی اگرچه از همان دوران کودکی با ایجاد جو تربیتی مناسب شروع می گردد، اما پایان و نهایت خاصی نداشته و تا آنجا که انسان بتواند و عمرش اجازه دهد، می تواند به کسب اخلاق نیک پرداخته و در راه تعالی و کمال قدم بر دارد.

ادامه دارد…

پی‌نوشت ها

۱-خطبه ۱۳۲: فمن اشعر التقوی قلبه برزمهله و فاز عمل فاهتبلو هبلها.
۲- خطبه ۱۵۶/۳: درباره ایمان: سبیل ایلج المنهاج، انوار اسراج، قبالایمان یستدل علی الصالحات و بالصالحات یستدل علی الایمان و بالایمان یعمر العلم .
۳- ادیب، علی محمد حسین، راه و روش تربیت از دیدگاه امام علی. ترجمه دکتر سید محمد رادمنش، نشر موسسه انجام کتاب بهار ۶۲٫
۴- ادیب، علی محمد حسین، راه و روش تربیت از دیدگاه امام علی. ترجمه دکتر سید محمد رادمنش، نشر موسسه انجام کتاب بهار ۶۲٫

منبع: منبع: نجمه وکیلی؛ عوامل مؤثر در تربیت از دیدگاه نهج البلاغه؛ انتشارات عابد