علت، آسیب و مراحل ایجاد طلاق عاطفی را بدانید

نسبت به یکدیگر سرد شدند و آن احساس سابق را ندارند، اما هنوز زیر یک سقف زندگی می کنند، زیر یک سقف دودی و نامشان در شناسنامه هم قرار دارد. به اصطلاح زن و شوهر هستند ولی فقط در کنار هم به دلیل یک نقطه مشترک آن هم فرزندانشان نفس می‌کشند اما زندگی نمی کنند.

طلاق عاطفی، جدایی بدون طلاق است زمانی اتفاق می افتد که زن و مرد در کنار هم به سردی زندگی می کنند، ولی تقاضای طلاق قانونی ندارند و داشتن فرزند یا نگاه منفی جامعه به طلاق می توانند دلیل عدم طلاق قانونشان باشد.

مریم ۳۴ سال است که از زندگی مشترکش می گذرد، اما چندسالی است با همسرش آن رابطه گرم سابق ندارد به گفته خودش ازدواج ما از اول هم اشتباه بود وقتی از او پرسیدم: پس چرا جدا نشدی؟ گفت: به خاطر بچه ها دارم زندگی می کنم نمی خواستم اسم بچه طلاق روی فرزندانم باشد.

مرجان چند سالی می شود طلاق عاطفی گرفته و علت جدا نشدن قانونی اش را سنت قدیمی خانوادگی می داند و می گفت: در خانواده ما رسم است دختر با سفید بیاید با لباس سفید برود.

علت طلاق عاطفی چیست؟

زمانی که رضایت زناشویی وجود ندارد و خانواده از کارکرد مناسب برخوردار نیست، زوجین در ادامه زندگی مشترک مشکلات زیادی پیش رو خواهند داشت.

عدم وجود رضایت زناشویی در زوجین آنها را بر این می دارد که به دنبال راه های مختلفی برای رهایی از این موقعیت تنش زا باشند.
مهمترین نکته ای که توجه به آن می تواند مانع از بروز بسیاری از جدایی های عاطفی شود، موفقیت همسران در شناخت و بر طرف کردن نیاز‌های عاطفی یکدیگر از جمله موانع بروز جدایی های عاطفی در زوجین است.

نیاز‌های اساسی مردان شامل حمایت خانوادگی، تحسین، همراهی در تفریحات و غیره است، همچنین نیاز‌های اساسی زنان شامل محبت، گفت و گو، صداقت و روراستی، حمایت مالی و تعهد خانوادگی است.

در مورد عامل اساسی تأثیرگذار در روابط زناشویی باید گفت صمیمیت، وفاداری، رابطه زناشویی سه مولفه اصلی‌ هستند که نبود آنها به مرور زمان رابطه را از کیفیت خارج کرده و زوج ها را برای طلاق عاطفی و یا ظاهری مهیا می کند.

بی اعتمادی زوجین به مروز زمان، یکی از علل طلاق عاطفی است. چند پیشگی زن و شوهر که باعث دوری فیزیکی و خستگی است، پرخاشگری و کم نیاوردن مقابل یکدیگر که گاه بین بگو مگو حرفی گفته می شود که جبرانش دشوار است، خاطرات تلخی از خود برای زوجین به جای می گذارد.

تولد فرزند که به همان اندازه می تواند امکان با هم بودن را افزایش دهد، باعث غفلت زن و شوهر از یکدیگر و کمرنگ شدن روابط عاطفی‌شان خواهد شد که از جمله علل بروز طلاق عاطفی است.

ازدواج های تحمیلی در سنین پایین، از دیگر علل طلاق عاطفی است. ازدواج های تحمیلی از یک طرف و پا فشاری بی مورد برای ازدواج با وجود مخالفت خانواده ها از طرف دیگر، دو سر طیفی هستند که می تواند منجر به سرد شدن عواطف زوجین از یکدیگر به مرور زمان شود.

کاهش ابراز علاقه، از جمله علل طلاق است. در بسیاری از خانواده ها، تصور غالب بر این است که بعد از گذشت چند سال و تولد چند فرزند، به اصطلاح از آنها گذشته که به هم بگویند «دوستت دارم»، این دوری که در خانواده های ایرانی بسیار دیده می شود، عامل موثر در سردی روابط عاطفی بین زوجین است.

قطعا این نوع جدایی نه تنها برای زن و مرد آسیب هایی به همراه دارد بلکه زندگی فرزندان آنها نیز با بحران مواجهه می کند و سلامت روان آنها تحت تاثیر قرار می گیرد همچنین آینده خوبی پیش رو فرزندان چنین خانواده ای نخواهند بود.

تاثیرات طلاق عاطفی بر فرزندان از نگاه کارشناس

علائم افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، و استرس در این فرزندان شدت قابل ملاحظه ای دارد و آنها به دوستان خود وابسته شده و مایل نیستند زمان زیادی در منزل باشند یا حتی اگر در منزل هستند به اتاق خود یا دوستان مجازی پناه می برند و از بودن کنار والدین به شدت امتناع می کنند.

علائم کم اشتهایی یا پر اشتهایی عصبی در این کودکان قابل مشاهده است. این کودکان به کرات دچار مشکلات خواب یا کابوس می شوند و کودکان معمولا در چنین خانواده هایی در انجام تکالیف درسی دچار ضعف شدید می شوند و مشکلات تحصیلی در آنها شدت می گیرد.

آثار مخرب این نوع زندگی (طلاق عاطفی والدین) بر پسران بیشتر از دختران بوده و آنها دچار پرخاشگری های فیزیکی و کلامی بیشتری می شوند، این در حالیست که در دختران علائم افسردگی و اضطراب افزایش بیشتری دارد.

بسیاری از این فرزندان، خود را مسئول قرار گرفتن والدین کنار هم می دانند. بسیاری از اوقات والدین اعلام می کنند به خاطر فرزندان زندگی زناشویی توأم با بی مهری را تحمل می کنند.

به همین دلیل کودکان در این حالت خشم و احساس گناه زیادی را تجربه می کنند. آنها در این خانواده نابسامان احساس امنیت نکرده و آرامش خود را از دست می دهند و دچار بدبینی شدید می شوند و حتی برای انتخاب کار، تحصیل و همسر دچار مشکلات عدیده ای می شوند.

اما آسیب های طلاق عاطفی به همین جا ختم نمی شود چراکه علاوه بر تحت تاثیر قرار دادن سلامت روان زوجین و فرزندان در نوع رابطه مشکلاتی به دنبال آن ایجاد می شود که برخی از روانشناسان طلاق عاطفی را مقدمه ای بر طلاق قانونی می دانند.

مراحل طلاق عاطفی

بسیاری از دانشمندان، طلاق عاطفی را مقدمه‌ای بر طلاق قانونی می دانند، خاتمه دادن به ازدواج به این سادگی نیست و هر فردی از مراحلی عبور می کند تا سرانجام به طلاق قانونی برسد.

از شروع طلاق عاطفی تا رسیدن به طلاق قانونی پنج مرحله مجزا وجود دارد. این پنج مرحله معمولا سه سال طول می کشد، ولی ممکن است مدت آن در عده‌ای کمتر و در عده‌ای دیگر بیشتر باشد.

در مرحله اول، فرد به سرزنش طرف مقابل خود می پردازد. شروع کننده، تمرکز خود را متوجه همسر می کند و او را در تمام اتفاق های گذشته، حال و آینده مقصر می داند. در این مرحله فرد دارای یک تصویر بد و نامناسب نسبت به خود است و ممکن است به راحتی آسیب ببیند.

مرحله ی بعد سوگواری است، در این مرحله غم و اندوه فراوان بر شروع کننده مستولی می شود. به هر اظهار نظری واکنش تند نشان می دهد و به شدت در افکار و احساسات خود غوطه ور می شود. تمرکز حواس خوبی ندارد، به گونه ای که در انجام کارهای روزمره اش با مشکلاتی مواجه خواهد شد.

در این مرحله اگر زوج دارای فرزند باشند، به تدریج در انجام مسئولیت هایشان سستی به خرج می دهند و ممکن است یکی از والدین دست روی بچه بگذارد تا شاید همسر از دست داده را دوباره صاحب شود.

از خصوصیات بارز مرحله سوم خشم است. در این مرحله شروع کننده خود را محق می داند که عصبانی شود و همسرش باید تاوان اعمالش را پس دهد.

حتی گاهی بی دلیل نسبت به فرزندان خود حساسیت های بی مورد دارد و به آنها پرخاش و توهین می کند ولی با این حال در پشت این چهره، ترس های بسیاری نهفته است:

چگونه می توانم تنها زندگی کنم؟
توانایی گذران زندگی را دارم؟
می توانم از خودم حمایت کنم؟
آیا موفق به پیدا کردن شخص دیگری خواهم شد؟

بسیاری از افراد بعد از دوران بلوغ، احساس می کنند تنها هستند، به تدریج شروع کننده شخصیت خود را طوری تطابق می دهد که دیگر نیازی به همسر ندارد، مرد یا زن سعی می کنند به خود اطمینان پیدا کنند و تصمیم نهایی را بگیرند.

آخرین مرحله از فرایند، طلاق قانونی است. ورود مجدد به زندگی آخرین مرحله از فرایند طلاق قانونی است، مرد یا زن احساس می کند که دوباره کنترل بیشتری بر زندگی خود دارند در این مرحله فرد می تواند برنامه ریزی دراز مدت انجام دهد.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان؛ گفتگو با مجتبی حبیبی روانشناس و مشاور؛ نجمه جمالی روانشناس و مشاور خانواده؛ سمیرا اسماعیلی روانشناس و مشاور خانواده(تغییر و مناسب سازی توسط بخش خانواده سایت الشیعه فارسی)