تعظیم و تکریم و تعریف

جوانان، به خاطر حالت الگوگیری از مربیان، حتی از حالات و رفتار آنان هم سرمشق می گیرند و نکته می آموزند. حالات و حرکات معلم و مربی به صورت آموزش غیر مستقیم در شاگردان اثر می گذارد. مقام معظم رهبری آیه الله خامنه ای در دیدار با معلمان فرمود:

عزیران من! معلمان و معلمات عزیز! شماها در سر کلاس، نه فقط درسی که می دهید، بلکه نگاهی که می کنید، اشاره ای که می کنید، لبخندی که می زنید، اخمی که می کنید، حرکتی که انجام می دهید، لباسی که می پوشید، بر روی دانش آموز اثر می گذارد.

ما به خودمان که مراجعه می کنیم، عمیقترین احساسات و عواطف و حالات خودمان را اگر ریشه یابی کنیم، در انتهای خط یک معلم را مشاهده می کنیم. معلم است که ما را می تواند شجاع یا جبان، بخشنده یا بخیل، فداکار یا خودپرست، اهل علم و طالب علم و فهم و فرهنگ، یا منجمد و بسته و پای بند به تفکرات جامد بار بیاورد.

معلم است که می تواند ما را متدین، با تقوا، پاکدامن، یا خدای ناکرده بی بند و بار، بار بیاورد. معلم چنین نقشی دارد. این ارزش معلم است. این تأثیر معلم است.(۱)

نحوه برخورد اولیاء معلمان و مربیان با اهل بیت (علیهم السلام) در حضور فرزندان و جوانان، به آنان هم یاد می دهد.

نام ائمه (علیهم السلام) را با تکریم و احترام یاد کردن، همراه اسمشان درود و صلوات فرستادن، به احترام نام امام زمان عج برخاستن و دست بر سر نهادن، روز میلاد ائمه (علیهم السلام) را جشن گرفتن و بزرگ داشتن، روز وفاتشان حریم نگهداشتن و حرف های خنده دار و برخوردهای شاد نداشتن، در غم و اندوهشان حالت غم داشتن، تأثیر گذار است.

در این گونه مسائل، کوچکترها به بزرگترها نگاه می کنند. این حالت، خصلت شیعه است:

شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا، یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا.(۲)

شیعیان ما از اضافه سرشت ما آفریده شده اند. با شادی ما شاد می شوند و برای اندوه ما اندوهگین می شوند.

حتی کیفیت نام بردن و لحن ما در این مسأله، مؤثر است. یک وقت می گوییم: امام رضا گفت و یک وقت می گوییم، حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمودند. این دو با هم خیلی فرق دارد.

اگر هنگام شنیدن نام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یا یکی از معصومین (علیهم السلام)، زیر لب صلوات بر آنها بفرستیم، این هم نوعی تکریم است و در دیگران تأثیر گذار.

اگر بزرگترها، معلمان، مربیان، با شوق و ابتهاج و اظهار شیفتگی از ائمه حرف بزنند و از اهل بیت و محبت آنان سخن و داستان بگویند، مؤثر است.

گوینده و تبلیغ کننده باید عقیده اش هم همان باشد که می گوید و با عقیده و باور و شوق و علاقه حرف بزند. این حالت به شنوندگان و مخاطبان هم منتقل می شود. انتقال حس و حالت از گوینده و به شنونده و تماشاگر بدیهی است.

در احادیث مکرر، آمده است که هنگام شنیدن نام محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بر او درود بفرستید. خود امامان نیز اینگونه عمل می کردند و با شوق و احترام از اهل بیت یاد می کردند و این احساس به مخاطبین هم منتقل می شد.

نامگذاری فرزندان به نام های خاندان پیامبر و توجه دادن به آثار و برکات دنیوی و ثواب اخروی این نام ها و توصیه اهل بیت به اینگونه نامگذاری و نقشی که این نام ها در شکل دادن به شخصیت فرزندان دارد، در ایجاد این رابطه و محبت مؤثر است.(۳)

در سال های اخیر نسبت به برخی از مناسبت ها مثلاً ایام فاطمیه یا روز زن، در مورد حضرت فاطمه (علیها السلام) بیش از گذشته، کار فرهنگی و تبلیغی و گرامیداشت انجام شده است، یا نسبت به امام زمان (علیه السلام) این است که می بینیم به همین تناسب، محبت حضرت فاطمه (علیها السلام) و حضرت مهدی (عج) و گرایش به این دو نسبت به گذشته بیشتر شده است، به خصوص در میان جوانان. گرایش به عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) و شور روز افزون ایام عاشورا نیز ریشه در همین تکریم ها و ترویج ها دارد.

برخورد امام راحل و مقام معظم رهبری با این مسأله، مایه پرشوری این تعظیم شعائر در میان مردم و جوانان شده است.

کسانی که به هر نحو و جهتی مورد توجه افراد و بویژه جوانان در جامعه اند و حرف ها، طرفداری ها، موضعگیری ها و یادکردن هایشان برای دیگران الگوست و افراد را به سمت و سویی خاص سوق می دهد، اگر از اهل بیت، یاد کنند و با شور و شوقی و احترام و تعظیمی نام ببرند در دیگران تأثیر می گذارد.

مثلاً آنکه یک چهره علمی، سیاسی، ادبی، عرفانی، هنری، ورزشی و…..است و مورد توجه عامه و جوانان است، وقتی از دین، نماز، شهید، اسلام، قرآن، اهل بیت، یاد کند و با احترام برخورد کند، در افرادی که به این الگوها و چهرها دل بسته اند و دنباله رو اینهایند، محبت ایجاد می کند.

همچنان که در بعد منفی هم اثر منفی دارد. اگر چهره های یاد شده، مثلاً از یک شخص، از یک جنس و کالا، از یک مکتب و مرام، از یک سنت و مراسم، از غرب و اروپا، از فلان کتاب و فلان شاعر و فلان برنامه تلویزیونی و فیلم سینمایی و…. تعریف کنند یا خود را طرفدار آن جلوه دهند، در بعد تبلیغی و گرایش به سوی آنها مؤثر است.

پس باید از این جنبه و حس تقلیدپذیری کودکان و نوجوانان که به دهان و رفتار دیگران نگاه می کنند و الگو می گیرند، در مسیر اهل بیت (علیهم السلام) استفاده مثبت کرد و از حالت همانند سازی که در بحث الگوها مطرح است، برای جذب آنان به معصومین و اهل بیت (علیهم السلام)، بهره گرفت.

مثلاً دیدن عکس امام امت در حال بوسیدن حرم و ضریح، ایجاد محبت به صاحب حرم می کند، چون عمل امام برای دیگران الگو و تأثیر گذار است؛ یا ذکر این نکته که علامه طباطبائی روزه خود را با بوسه زدن بر ضریح حضرت معصومه (علیها السلام) افطار می کرد، و وقتی تابستان ها به مشهد مشرف می شد، وقتی از او تقاضا می کردند در اطراف مشهد، جای خوش آب و هواتری اقامت کند، قبول نمی کرد و می فرمود: ما از پناه امام هشتم جای دیگر نمی رویم،

بیان این که حضرت امام قدس سره وقتی قم بود، پیوسته هر غروب حضرت معصومه علیها السلام را زیارت می کرد و در ایام اقامت در نجف، هر شب به زیارت حرم مولا مشرف می شد.

بیان حالت های خاص علامه امینی در هنگام زیارت و حالت شوقی که به اهل بیت (علیهم السلام) و علی (علیه السلام) داشت و با چشمی اشکبار و شور و حالی تماشایی حضرت امیر (علیه السلام) را زیارت می کرد.

یا اشاره به اینکه آیت الله بروجردی به آستانه حضرت معصومه سفارش کرد که اسم مرا هم جزو خدام افتخاری حضرت معصومه (علیها السلام) بنویسید، (هم اکنون نیز برخی از مراجع تقلید در قم، جزو خدام افتخاری این آستانه اند و در جلسات خدام افتخاری شرکت می کنند.)

یا اینکه به شیخ انصاری گفتند شما آستان حضرت ابوالفضل را ببوسید، تا مردم به کار شما نگاه کنند و ادای احترام بیشتر به آن حضرت کنند و تشویق شوند، فرمود:

من آستان حضرت ابوالفضل را نه به خاطر اینکه آستان اوست، بلکه به خاطر اینکه جای پای زوار آن حضرت است می بوسم و افتخار می کنم….. ذکر اینگونه نمونه ها در دل افراد دیگر هم اثر می گذارد و محبت می آفریند.

حضرت امام خمینی (قدس سره) که محبوب دل ها و الگوی همه است، در مقدمه وصیتنامه خویش، با تعبیر مکرر ما مفتخریم که… به پیروی از مذهب شیعه، به داشتن نهج البلاغه، ادعیه حیات بخش ائمه، مناجات شعبانیه، دعای عرفه، صحیفه سجادیه، صحیفه فاطمیه، امامت ائمه دوازده گانه، وجود امام باقر، جعفری بودن مذهب و…. مباهات و افتخار می کند.

وقتی شخصیت عظیمی همچون امام، با افتخار از ائمه و مذهب و ادعیه و صراط شیعه و…. یاد می کند، در ذهن شیفتگان او نیز تأثیر می گذارد و این محبت به دل آن نیز نفوذ می کند (ما مفتخریم که باقرالعلوم، بالاترین شخصیت تاریخ…..از ماست، ما مفتخریم که ائمه معصومین….ائمه ما هستند، ما مفتخریم که مذهب ما جعفری است….)

این گونه یاد کرد بزرگان و چهره های محبوب، از بزرگان دین و اهل بیت، محبت می آفریند.

طبعاً زبان و بیان خاص مربوط به نوجوانان و جوانان، چه در سخن ها و چه در نوشته ها باید مراعات شود و افق فکر و سطح معرفت کودکان در نظر گرفته شود، چه در برنامه های رادیویی و تلویزیونی، چه در صبحگاه ها و مراسم جشن و عزا، در خانه ها، مدارس و مساجد و هیئت ها.

ادامه دارد…

پی‌نوشت‌ها

۱- روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۶ اردیبهشت ۷۸٫

۲- علامه مجلسی؛ بحارالانوار، ج‏۵، ص‏۲۲۵٫

۳-در زمینه نام ها و تأثیر این گونه نامگذاری‌ها ر.ک: جرعه ای از کوثر علی رضا سبحانی نسب.

منبع: کتاب عشق برتر؛ نویسنده: جواد محدثی؛ انتشارات دفتر تبلیغات‌ اسلامی حوزه‌ علمیه‌ قم‌