ولیمه دادن، آثار و برکات بی‌شماری در زندگی انسان دارد که تجدید دیدار و صله‌رحم، آگاهی مردم از ازدواج این زوج و شرکت در مراسم شادی آنها و تشویق سایر جوانان به ازدواج از مهمترین آن به شمار می‌روند.

از برکات معنوی مراسم ازدواج، این است که نظر و رحمت خاص خداوند متعال، در لحظه لحظه این مراسم جلوه‌گر است. روایت شده، مردی نزد امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شده و به ایشان عرضه داشت: در غذای عروسی، رایحه‌ی مخصوصی استشمام می‌کنیم که در غذاهای دیگر، آن را استشمام نمی‌کنیم، علّت آن چیست؟ حضرت (علیه السلام) فرمودند:

مَا مِنْ عُرْسٍ یَکُونُ یُنْحَرُ فِیهِ جَزُورٌ أَوْ تُذْبَحُ بَقَرَهٌ أَوْ شَاهٌ إِلَّا بَعَثَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى مَلَکاً مَعَهُ قِیرَاطٌ مِنْ مِسْکِ الْجَنَّهِ حَتَّى یُدِیفَهُ فِی طَعَامِهِمْ فَتِلْکَ الرَّائِحَهُ الَّتِی تُشَمُّ لِذَلِک.(کافی، ج ۶، ص ۲۸۲)

زیرا هنگامی که برای عروسی، شتری نحر و یا گاو و گوسفندی ذبح می‌گردد و غذایی از آن تهیه می‌شود، خدای متعال، ملکی را به زمین می‌فرستد که به همراه آن ملک، قیراطی از مشک بهشت می‌باشد و آن ملک، آن مشک را با آن غذا مخلوط می‌سازد و این رائحه‌ای که از آن غذا استشمام می‌شود، از آن مشک است.

اگرچه اطعام و ولیمه دادن، در اسلام، امری مستحب تلقی می‌شود، اما متأسفانه این امر هم مانند بسیاری از فرائض و مستحبات دینی، از انحراف و چشم و هم‌چشمی مصون نبوده و دچار افراط و تفریط گردیده است. چه بسیار افرادی که به عنوان عمل به امر مستحبی مانند اطعام، دچار اسراف و تبذیر می‌گردند.

ازدواج حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا‌ (سلام الله علیها) به عنوان الگویی مناسب برای همه مسلمانان در اوج سادگی، از جلوه‌های بسیاری برخوردار بود.

امام صادق (علیه السلام) درباره سادگی آداب ولیمه و اطعام مراسم ازدواج حضرت على (علیه السلام) و حضرت فاطمه‌ (سلام الله علیها) و برکات این مراسم فرمودند:

قَالَ عَلِیّ:ٌ ثُمَّ قَالَ لِی رَسُولُ اللَّه (صلی الله علیه و آله و سلم):ِ یَا عَلِیّ!ُ اصْنَعْ لِأَهْلِکَ طَعَاماً فَاضِلًا؛ ثُمَّ قَالَ: مِنْ عِنْدِنَا اللَّحْمُ وَ الْخُبْزُ وَ عَلَیْکَ التَّمْرُ وَ السَّمْنُ. … ثُمَّ قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): ادْعُ مَنْ أَحْبَبْتَ؛ فَأَتَیْتُ الْمَسْجِدَ وَ هُوَ مُشْحَنٌ بِالصَّحَابَهِ فَأُحْیِیتُ [فَحَیِیتُ‏] أَنْ أُشْخِصَ قَوْماً وَ أَدَعَ قَوْماً ثُمَّ صَعِدْتُ عَلَى رَبْوَهٍ هُنَاکَ وَ نَادَیْتُ أَجِیبُوا إِلَى وَلِیمَهِ فَاطِمَهَ؛ فَأَقْبَلَ النَّاسُ أَرْسَالًا فَاسْتَحْیَیْتُ مِنْ کَثْرَهِ النَّاسِ وَ قِلَّه الطَّعَامِ؛ فَعَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): مَا تَدَاخَلَنِی فَقَالَ: یَا عَلِیُّ! إِنِّی سَأَدْعُو اللَّهَ بِالْبَرَکَهِ. قَالَ عَلِیٌّ: فَأَکَلَ الْقَوْمُ عَنْ آخِرِهِمْ طَعَامِی وَ شَرِبُوا شَرَابِی وَ دَعَوْا لِی بِالْبَرَکَهِ وَ صَدَرُوا وَ هُمْ أَکْثَرُ مِنْ أَرْبَعَهِ آلَافِ رَجُلٍ وَ لَمْ یَنْقُصْ مِنَ الطَّعَامِ شَیْ‏ء.(بحارالانوار، ج ۴٣، ص٩۴)

على (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا‌ (صلی الله علیه و آله و سلم) به من فرمود: اى على! براى خانواده‌ات، غذایى آبرومند تهیّه کن و سپس افزود: گوشت و نان از ما، خرما و روغن، بر عهده تو. …

سپس پیامبر خدا‌ (صلی الله علیه و آله و سلم) به من فرمود : هر کس را که مى خواهى، دعوت کن. من به مسجد رفتم. مسجد پر از صحابه بود. خجالت کشیدم که عدّه اى را دعوت کنم و عدّه اى را واگذارم . پس بالاى تپّه اى که آن جا بود، رفتم و فریاد زدم: در ولیمه ازدواج فاطمه‌ (سلام الله علیها)، حاضر شوید.

مردم، گروه گروه آمدند. من از این که جمعیت زیاد بود و غذا اندک، خجالت زده شدم. پیامبر خدا‌ (صلی الله علیه و آله و سلم) دریافت که در دل من چه مى گذرد. پس فرمود: اى على! از خداوند، برکت خواهم خواست. على (علیه السلام) فرمود: همه مردم تا آخرین نفر، از غذا و نوشیدنى من خوردند و نوشیدند و برایم طلب برکت کردند و همگى ـ که بیش از چهار هزار مرد بودند رفتند، امّا از غذا، هیچ کم نشده بود.

جایگاه استخاره در ازدواج

استخاره در لغت، به معنای بهترین خواستن و خیر خواستن از خدا است و در اصطلاح دینی، واگذاردن انتخاب به خداوند در کاری است که انسان در انجام دادن آن، درنگ و تأمل دارد. پس استخاره دارای دو معناست :

١-طلب خیر نمودن از خداوند متعال در جمیع کارها و تمامی افعال. در روایات نیز بیشتر از این نوع استخاره یاد شده است. بنابراین، این نوع از استخاره، برای رفع تحیر و سرگردانی نمی‌باشد.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
صَلِّ رَکْعَتَیْنِ وَ اسْتَخِرِ اللَّهَ فَوَاللَّهِ مَا اسْتَخَارَ اللَّهَ مُسْلِمٌ إِلَّا خَارَ لَهُ الْبَتَّهَ.(کافی، ج٣، ص۴٧٠)
دو رکعت نماز بخوان و از خدا طلب خیر کن. سوگند به خدا هیچ مسلمانی از درگاه خدا طلب خیر نکرد مگر این که قطعاً خداوند خیر او را فراهم سازد.

امام صادق (علیه السلام) در حدیثی از قول خداوند متعال فرمودند:
یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: إِنَّ مِنْ شَقَاءِ عَبْدِی أَنْ یَعْمَلَ الْأَعْمَالَ وَ لَا یَسْتَخِیرَنِی.(مستدرک الوسائل، ج۶، ص٢۶٢)
خداوند عز و جل فرمود: از بدبختی بنده من، آن است که کاری از کارهایش را بدون استخاره(طلب خیر) از من انجام دهد.

٢-طلب خیر نمودن از خداوند متعال برای رفع تحیر، سرگردانی و دودلی است و مخصوص مواقعی است که انسان، دچار شک و تردید است. انسان وقتی می‌خواهد کاری را انجام دهد، ابتدا باید از قوه‌ی تفکر و تعقل خود بهره‌مند شود.

اگر چنانچه این نیروی درونی نتوانست او را یاری دهد، باید از افرادی که صلاحیت مشورت دارند، کمک بگیرد و صلاح خود را از آنان جویا شود.

در قرآن کریم خداوند متعال به مومنان سفارش کرده است در کارها، با یکدیگرمشورت کنید.

وَ الَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ أَمْرُهُمْ شُوری‏ بَیْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ.(سوره شوری، آیه٣٨)

و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند، نماز می‌خوانند، در امورشان با یکدیگر مشورت می‌کنند و از آنچه به آنها انفاق کردیم، روزی می‌کنند.

در مجموع، در کارهاى خیری که در آنها حیرت و ابهامی وجود ندارد، استخاره لازم نیست، لذا بهتر است انسان، در امورى که مى‌خواهد راجع به آنها تصمیم بگیرد، ابتدا تأمل و تفکر کند و با مشورت با افراد با تجربه و مورد اطمینان در مورد کار خود تصمیم‌گیری نماید، در صورتى که از راه اندیشه، تحقیق و مشورت چیزی دستگیرش نشد و تحیر او برطرف نشد، می‌تواند به خداوند مسبب‌الاسباب که عقل بی نهایت و آگاه مطق است، متوسل شود، تا از راه استخاره با او، خیر خود را در انجام یا ترک کار در یابد.

در مورد ازدواج هم انسان، اول باید دست به تحقیق و بررسی بزند و بعد، با افراد با صلاحیت و عاقل مشورت کند و چنانجه بعد از استمداد از تحقیق و استشاره باز هم مردد بود، در اینجا است که می‌تواند استخاره کند.

بنابراین، استخاره جایگاه دارد. چناچه استخاره، در جایگاه خود انجام نشود، باطل است و چون از ادله شرعی نیست، می‌توان به آن عمل نکرد و بهتر است به جای آن، صدقه داد.

تأخیر در ازدواج به علت فوت بستگان

در دین مبین اسلام در مورد تاخیر ازدواج به علت فوت بستگان، سخنی به میان نیامده است. بنابراین، واجب یا حتی مستحب نیست که ما ازدواج را به تأخیر بیاندازیم و در صورت برگزاری، مرتکب فعل حرام نیز نشده‌ایم.

صبر کردن و به تاخیر انداختن ازدواج، تنها یک مسئله اخلاقی و عرفی است. اما این کار، اگر باعث شود مشکلاتی در زندگی دیگران به ویژه مسئله مهمی مانند ازدواج جوانان به وجود بیاید و روند عادی زندگی را مختل کند، پسندیده نیست.

چنان که در کتاب‌های معتبر شیعی نقل شده است، عروسی حضرت فاطمه زهرا‌ (سلام الله علیها)، هفده روز پس از فوت خواهر ایشان و حدود بیست و پنج روز پس از غزوه‌ی بدر اتفاق افتاد که در آن حادثه، چند تن از اصحاب و یاران نزدیک پیامبر اکرم‌ (صلی الله علیه و آله و سلم) در راه اسلام به شهادت رسیده بودند. لذا باید تا حد امکان، موانع فرهنگی ازدواج جوانان را از مسیر زندگی آنان، بر طرف نمود.

کتابنامه

ازدواج آسان و شیوه همسرداری، محمدی اشتهاردی، محمد، قم، انتشارات نبوی،١٣٧١.

ارشاد القلوب، دیلمی، حسن بن محمد، مترجم: عباس طباطبایی، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه، دفتر انتشارات اسلامی،١٣٧۴

اصول کافی،کلینی، محمد بن یعقوب ، قم: مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ١٣٨٧.

بحار الأنوار، محمّد باقر مجلسى، بیروت، نشر دار الإحیاء التراث العربى، چاپ سوم، سال ١۴٠٣.

تحکیم خانواده، محمدی ری شهری، محمد، مترجم: حمید رضا شیخی، قم، دار الحدیث، ١٣٨٧.

تحف العقول، ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، مصحح علی اکبر غفاری، قم، نشر موسسه نشر اسلامی، ١٣۶٣.

سنن النبی، طباطبایی، محمد حسین، ترجمه وتحقیق: محمد هادی فقهی، تهران، اسلامی،١٣٩٠.

شرح غررالحکم و دررالکلم، محمد خوانساری، جمال الدین ، تهران، نشر دانشگاه تهران، ١٣٧٣، ج ۵، ص ٢۵٧٨ و ٢۵٧٧، ش ٨٩٢١ و ٨٩٢٣

مکارم الاخلاق، طبرسی، حسن بن فضل، بیروت، نشر موسسه الاعمی للمطبوعات، ١٣٩٢ق.

مستدرک الوسائل، نوری طبرسی، حسین، قم: نشر موسسه آل البیت (علیه السلام) ، ١٣٧٣.

نهج البلاغه، سید رضی، محمد بن ابى احمد موسوى، ترجمه محمد دشتی، قم: انتشارات مشرقین، چاپ دانش، چاپ چهارم، ١٣٧٩.

نظام خانواده در اسلام، انصاریان، حسین، قم، ام ابیها، ١٣٧۶

وسائل الشیعه، حرعاملی، محمدبن حسن، قم: موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان١٣٨٧.

منبع: سایت خانواده اسلامی